محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4969
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« كه پنج درم ميانمان تقسيم كرد « و چهل درم از ما خراج گرفت . » در اين سال فرمانرواى روم از منصور صلح خواست به شرط آنكه جزيه بپردازد . در اين سال يزيد بن اسيد سلمى به غزاى تابستانى رفت . و هم در اين سال منصور ، برادر خويش عباس بن محمد را از جزيره برداشت و مالى از او به غرامت گرفت و بر او خشم آورد و وى را بداشت . يكى از بنى هاشميان گويد : منصور ، پس از يزيد بن اسيد ، عباس بن محمد را ولايتدار جزيره كرده بود . پس از آن به دو خشم آورد و همچنان بر او خشمگين بود تا وقتى كه بر يكى از عموهاى خويش از فرزندان على بن عبد الله كه با اسماعيل بن على بود يا ديگرى خشم آورد و همه كسان وى و عموهايش و زنانشان به دو پرداختند و در بارهء عموى مغضوب با وى سخن مىكردند و بر او سخت گرفتند تا از او راضى شد . عيسى بن موسى به دو گفت : « اى امير مؤمنان با وجود اين كه نعمتهاى تو بر خاندان عبد الله بن على روانست نسبت به ما حسودى مىكنند ، از جمله اينكه از چند روز پيش بر اسماعيل بن على خشم آوردى و بر تو سخت گرفتند اما از فلان وقت و فلان وقت بر عباس بن محمد خشم آورده اى و نديدم كه يكى از آنها در بارهء وى با تو سخن كند . » گويد : پس منصور عباس را پيش خواند و از او رضايت آورد . گويد : و چنان بود كه وقتى عباس ، يزيد بن اسيد را از جزيره بر كنار كرد وى به نزد ابو جعفر از عباس شكايت كرد و گفت : « اى امير مؤمنان برادرت مرا به وضع بدى برداشت و به عرض من دشنام گفت . » منصور به دو گفت : « نيكيهايى را كه با تو كردهام با بديهاى برادرم با هم بگير كه تعادل كند . »